اخبار اخبار جهان

عزمی برای احیای برجام از سوی نامزدها دیده نمی‌شود/ اروپایی‌ها زمینه‌چینی علیه ایران را آغاز کردند

تبلیغات بنری

زینب اسماعیلی: دیپلمات ها و کسانی که به صورت حرفه ای در حوزه سیاست خارجی فعالیت می کنند باید بر اساس تکنیک ها و شواهد صحبت کنند و موضع گیری های سیاسی و حزبی در تحلیل آنها جایی ندارد. کوروش احمدی دیپلمات بازنشسته از آن دست افرادی است که تنها بر اساس مستندات تحلیل می کند. از او که سال هاست در دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل در نیویورک کار دیپلماتیک انجام می دهد و تحولات مربوط به برجام را از نزدیک دنبال می کند، درباره جایگاه برجام در سخنرانی های نامزدهای انتخاباتی پرسیدم. اما خنثی شد وی می گوید: در خرداد 1400 توافق صورت گرفت و ظریف و روحانی هم اعلام کردند که توافق نهایی شده اما رسمی نشد.

آقای احمدی، بیایید مصاحبه خود را با برجام آغاز کنیم. به نظر می رسد گزینه فعال سازی برنامه جامع اقدام مشترک صرف نظر از امکان پذیر بودن یا نبودن آن نیازمند تصمیم حاکمیتی است نه تصمیم دولت و شخص رئیس جمهور. نتیجه گیری شما در دوره انتخابات و از نتایج سخنرانی نامزدهای انتخاباتی چیست؟

از مجموع اظهاراتی که از نامزدهای اصولگرا شنیدم، به این نتیجه نرسیدم که قصد روشنی برای احیای توافق هسته ای وجود داشته باشد. تکلیف آقای جلیلی مشخص است. آقای قالیباف حتی نامی از برجام نمی‌برد و از «لغو تحریم‌ها» و «خنثی‌سازی تحریم‌ها» صحبت می‌کند. علاوه بر این، تمرکز آنها بر قانون کار اداری و لزوم ایجاد آن دلیل روشن دیگری بر عدم تمایل آنها به احیای برجام است. مشکل اصلی و اساسی قانون حاکم این است که اساسا راه مذاکره را می بندد و وظیفه دولت آمریکاست که مفاد آن را بپذیرد نه چیز دیگر. من فکر نمی کنم قبلاً هیچ مجلسی در دنیا چنین قانونی صادر کرده باشد. او از اقدام مشترک برای لغو تحریم ها صحبت می کند. یعنی مثلا تحریم نفت را لغو کنیم، پروتکل الحاقی را اجرا کنیم، تحریم های بانک مرکزی و بنادر و غیره را لغو کنیم، غنی سازی را به زیر 60 درصد کاهش دهیم و …. اگر این امکان وجود داشت، اتفاق بسیار خوبی بود، اما به نظر نمی‌رسد آنها درک کنند که موضوع پیچ و خم تحریم‌ها پیچیده‌تر از این حرف‌ها است. آنها به سیاست داخلی آمریکا، دیدگاه دموکرات ها، نقش جمهوری خواهان و کنگره آمریکا در این تحریم ها و همچنین ارتباط موضوع تحریم ها به مسائل منطقه ای و غیره اهمیتی نمی دهند. به هر حال قانون کار اداری قطعاً مانعی جدی بر سر راه احیای برجام ایجاد می کند و مشخص نیست که کدام دولت 13 کشوری نزدیک به یک سال است که در کمیسیون برجام در حال مذاکره برای احیای برجام بوده است. او در مورد مسائل تصمیم و ایده داشت. اگر واقعاً قصد احیای برجام را دارد، چگونه از سد قانون کار اداری عبور خواهد کرد؟

به نظر شما تلاش برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک یا دستیابی به توافق جدید در دستور کار دولت است؟ اگر بله، شرایط لازم چیست و اگر نه، چه نگرانی هایی می تواند برای کشور ایجاد کند؟

هیچ نشانه ای وجود ندارد که آیا توافق جدیدی در دستور کار دولت قرار دارد یا خیر. تنها موردی که به آن اشاره شد سخنان آقای قالیباف در مورد رفع حصر و خنثی سازی حصر است که گفتم. در غیاب راه یا استراتژی عمده دیگری برای رفع تحریم‌ها، در یکی دو سال گذشته، تمرکز بر تفاهمات محدود و موردی با ایالات متحده بوده است، زیرا در مقطعی شاهد یک «تفاهم نانوشته» با آمریکا بودیم. ایالات متحده. «درک» در این زمینه اما مشکل اصلی این گونه تفاهم ها این است که ممکن است از این طریق مقداری آب به دست بیاید، اما مشکلات اساسی ناشی از محاصره همچنان باقی است و حداکثر چیزی که نصیب ما می شود کمک به تأمین غذای عمومی است بدیهی است با چنین حداقل نیازهایی در زمینه توسعه عمومی کشور، سرمایه گذاری معوق در صنعت نفت و گاز، برق و سایر امور زیربنایی و ساختاری نیازمند سرمایه، فناوری و مدیریت جدید قابل حل نیست.

همچنین ممکن است وضعیت سومی نیز وجود داشته باشد، زمانی که تلاش برای مذاکره و احیای برجام، چند ماه پس از تشکیل دولت، جدی شود، همانطور که در دولت آقای رئیسی اتفاق افتاد. اکتبر 2025 و تاریخ انقضای قطعنامه 2231 چه شرایطی می تواند داشته باشد؟

تلاش ها برای احیای برجام می تواند چند ماه پس از تشکیل دولت جدید از سر گرفته شود. اما مسئله مهمتر این است که مشخص نیست احیای برجام به شکل کنونی آن برای غربی ها قابل قبول است یا خیر. می دانیم که اساس کار هیئت آمریکایی در مذاکرات برجام در سال 2014، همین موضوع یک سال شکست هسته ای بود. این بدان معناست که انرژی هسته‌ای ایران و توانایی آن در غنی‌سازی اورانیوم به حدی کاهش می‌یابد که اگر ایران تصمیم به ساخت بمب هسته‌ای بگیرد، یک سال کامل طول می‌کشد تا مقدار لازم اورانیوم غنی‌شده 90 درصد تولید شود. اکنون مشخص است که ایران تنها چند هفته با این نقطه فاصله دارد. این بدان معناست که صنعت غنی سازی ایران به حدی پیشرفت کرده است که دیگر با برجام آنطور که ما می شناسیم سازگار نیست. علاوه بر این، مقامات ما ممکن است نتوانند چرخ هسته ای را به سطح مقرر در برجام بازگردانند. مشکل دیگر برجام این است که یک توافق تک موضوعی بود. یعنی طبق تصمیم نظام سیاسی ما تصمیم گرفته شد که تیم مذاکره کننده فقط در مورد برنامه هسته ای، تحریم های هسته ای و مسائل دیگر مثل تروریسم، موشکی، منطقه گرایی و … مذاکره کند و تحریم های مرتبط با آن نباشد. تحمیل شده است. مذاکره شد. من فکر می کنم وضعیت ایده آل مانند یک معامله بزرگ است. این بدان معناست که ایران و آمریکا باید همه مسائل و مشکلات بین خود را در چارچوب یک توافق جامع حل کنند. اما در حال حاضر هیچ نشانه ای مبنی بر وجود چنین ایده هایی در ذهن مسئولان ما وجود ندارد. و البته برای این منظور مهم است که حدود 15 ماه فرصت داریم، یعنی تا اکتبر 404 که قطعنامه 2231 به پایان می رسد و تا آن زمان غرب فرصت دارد مکانیسم ماشه را فعال کند و امنیت قبلی را بازگرداند. . قطعنامه های شورا علیه ایران می دانیم که سه کشور اروپایی مدتی پیش زمینه فنی و حقوقی چینی را به همین منظور آغاز کردند.

در میزگرد انتخابات، آقای ظریف درباره شش ماهه آخر دولت روحانی صحبت کردند که اجازه نداد تلاش اعضای دولت احیای برجام شود و شما مقالات کارشناسی در این زمینه نوشتید. از آن شش ماه و دلیل شکست تیم روحانی در احیای برجام چه خاطره ای دارید؟

بایدن در جریان مبارزات انتخاباتی از قصد خود برای بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک در صورت پیروزی صحبت کرده بود. برعکس، تصور عمومی این است که جناح رادیکال درون نظام سیاسی ما پس از شکست ترامپ در انتخابات و روی کار آمدن بایدن، نمی‌خواست برجام را احیا کند. اینکه چرا برجام در سال 2014 به توافق رسید و چرا متعاقباً با احیای برجام مخالفت شد، بحثی است که نیاز به فرصتی طولانی دارد. به طور کلی فرض بر این است که جناح رادیکال از ابتدا مخالف برجام بوده است. اما فشارها در مقطعی در سال 90 و 91 بیش از حد بود و در نتیجه این جناح مخالف مذاکره برای کاهش حجم فشار تحریم ها نبود. اما موضوع توافق هسته‌ای از یک سو به درگیری‌های عمیق جناحی داخلی و از سوی دیگر به صراحت کوتاهی که پس از اجرای توافق هسته‌ای حاصل شد و بخش باقی‌مانده از مشکل ناشی از آن مرتبط است. باقیمانده روابط دوجانبه تحریم‌های ایالات متحده و تحریم‌های فراملی مرتبط با موضوعات دیگر، JRC را خشمگین کرده است. البته خروج ترامپ از برجام در این مرحله کار را به پایان رساند و مسئله اطمینان از تکرار این موضوع در دوران پس از بایدن نیز مطرح شد. در نتیجه، در آن شش ماه، بین آغاز به کار بایدن تا پایان دولت روحانی، جناح تندرو کشور به هر دری زد تا مانع از احیای برجام توسط دولت روحانی شود. علیرغم مخالفت اکثریت اعضای شورای امنیت ملی، لایحه رهبری در مجلس در راس اقدامات جلوگیری از احیای برجام بود. در نهایت با وجود اینکه مذاکرات از 23 فروردین 1400 تا پایان خرداد در وین انجام شد، کار به پایان رسید و توافق حاصل شد و آقایان ظریف و روحانی نیز از اتمام توافق خبر دادند، اما کار شد. رسمی نیست و چه اتفاقی افتاده است.

بخش دیگر و مهمتر ماجرا این است که چرا دولت رئیسی و تیم آقای باقری نتوانستند برجام را احیا کنند؟ او همچنان مدعی است که مذاکرات عادلانه و معقولی را انجام داده است.

واقعاً مشخص نیست که منظور تیم کابینه رئیس جمهور چیست. آیا واقعاً قصد احیای برجام را داشتند یا نمی‌خواستند با توقف مذاکرات و مقصر دانستن ایران در عدم احیای برجام، شرایط اقتصادی داخل کشور تحت تأثیر قرار گیرد؟ مشکل اینجاست که مذاکرات حدود 4 ماه پس از آغاز کار دولت سیزدهم در میدان 400 در وین آغاز شد. خواسته های مطرح شده توسط تیم مذاکره کننده حداقل در ابتدای کار مورد توجه قرار گرفت، از جمله «تضمین عدم خروج»، «لغو همه تحریم ها» و نحوه حل و فصل مسائل با آژانس در مورد سایت های قدیمی و موارد دیگر. از طرفی چیزهای عجیبی هستند. در همین حال، حمله روسیه به اوکراین در مارس 400 نیز تشدید شد، مشکل این بود که در صورت احیای برجام، علاقه غرب به این حوزه کاهش می‌یابد و قیمت نفت کاهش می‌یابد و این دو طرف با توافق روسیه موافق نبودند. منافع. سرانجام، در آگوست 401، تیم بورل پیش نویس نهایی را ارائه کرد، اما اختلافات باقی ماند و مذاکرات در سپتامبر متوقف شد. مرحوم شاهزاده عبداللهیان در 8 مارس 2012 در مصاحبه ای با المیادین گفت که مذاکرات ما برای احیای توافق هسته ای متأسفانه تحت تأثیر فضای جنگی در اوکراین قرار گرفت.

پاسخ به سوال فوق از آن جهت حائز اهمیت است که بخشی از افکار عمومی معتقدند تیم اصولگرایان در کشور قادر به مذاکره و توافق نیست. گواه مصداق آنها مدت طولانی مذاکرات بی نتیجه سعید جلیلی و نمونه جدید مذاکرات علی باقری است. فکر می کنم شما به عنوان یک کارشناس بزرگ سیاست خارجی، مذاکره و توافق را یک کار فنی و کارشناسی می دانید و آن را به جناح سیاسی مرتبط نمی دانید. اما شواهد نشان می دهد که این دو معیار در ایران به هم مرتبط هستند.

من فکر نمی کنم که موضوع ظرفیت مذاکره عامل تعیین کننده ای در تعلیق احیای برجام باشد. به ویژه در شرایطی که متن برجام یک متن فنی و حقوقی بسیار سخت بود و دو طرف تنها قرار بود به تعهدات خود بر اساس آن بازگردند. این بدان معناست که آمریکا باید تحریم ها را متوقف کند و ایران باید ذخایر اورانیوم و غیره خود را به حالت قبلی برگرداند. بنابراین در این مورد اراده سیاسی عامل اصلی و تعیین کننده بود. البته اگر قرار باشد روزی توافق جامع با آمریکا مذاکره شود، قطعا به ظرفیتی بسیار بالاتر از ظرفیت گروه دولت سیزدهم نیاز دارد. اما از نظر احیای برجام، کار از نظر فنی و قانونی سخت نبود. بنابراین معتقدم مواضع سیاسی مشکل اصلی بود و شاید اختلاف نظر در دولت سیزدهم و احزاب آن و پیوند دادن توافق هسته ای به سایر موضوعات راهبردی و تاکتیکی مشکل ساز شد.

311311

تبلیغات بنری

khabaronline به نقل از رابو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *