زینب اسماعیلی: با ساسان کریمی، مدرس دانشگاه تهران درباره شرایط جدید جهانی، موقعیت ایران و فرصت های از دست رفته گفت وگو کرده ایم. وی معتقد است: «لغو تحریم ها نقطه کانونی سیاست خارجی پزشکان است، اما با حداقل ها از دیدگاه آقای قالیباف، بعید می دانم که توجه لازم را داشته باشند». آقای جلیلی که اساسا این موضوع را نادیده می گیرد، تاثیر تحریم ها و احتمال لغو آن را رد می کند.
جهان کنونی نظم خاص خود را دارد که از هرج و مرج موجود بیرون آمده است و اتحادهای سیاسی، قراردادهای نظامی و غیره نشان دهنده این وضعیت جدید است. ایران در شرایط جدید کجاست؟ کاندیداهای انتخابات ایران را در چه فضایی می بینند؟
به نظر من جهان امروز دوران پسا قطبی را می گذراند. فعالیت بازیگران متنوع، سلطهطلب نبودن بازیگران، عدم اتحاد دائمی و ایجاد ائتلافهای موضوعی از ویژگیهای این دوره است. نامزدهای انتخابات هیچ ارتباط شخصی با چنین فضای جدیدی نداشتند و علاقه چندانی به مسائل روز دنیا نداشتند. اما آنچه اطرافیان و کارشناسان برایشان گفته و نوشته اند در برخی موارد بسیار عقب مانده و در برخی موارد تا حدی عقب مانده و در برخی موارد به روز بوده است.
وضعیت ایران در شرایط کنونی جهان از نظر آرایش ارائه شده جالب نیست. زیرا تحریم ها مانع از حداقل تماس های تجاری ما با جهان شد و ما را در حالت بقا قرار داد. در این میان همه کشورهای در حال توسعه با سرعت عجیبی در حال حرکت هستند و از کنار ما می گذرند. به خصوص از نظر کیفیت و توسعه با روندی که در دنیا می بینیم بسیار فاصله داریم. فناوری و تبادل سرمایه بزرگترین بخش هایی است که ما از آن محروم هستیم و این عقب ماندگی بسیار استراتژیک است و ممکن است در آینده غیرقابل برگشت شود. چنین مواقعی جایگاه کشورها را در رده بندی بعدی مشخص می کند و متاسفانه باید گفت که جایگاه ایران احتمالا باز هم نزول خواهد کرد.
خوشبختانه همه مخالفان برجام با مذاکره امروز موافقت کردند. به نظر شما چه نوع دولتی می تواند ابزار مذاکره و دستیابی به توافق با جهان را داشته باشد؟
به نظر من این تغییر یک ادب است و آنها می دانند که هر قولی غیر از این موضوع بسیار حساسی است. در عمل، همانطور که بسیاری از نامزدهایی که به طور سنتی با مذاکرات متمرکز بر نتیجه مخالفت میکنند، میگویند، اکثر مذاکرات فرساینده و غیرمولد هستند، همانطور که در گذشته دیدهایم. اقدام بین المللی مستلزم دیدی مدرن و واقعی است که اکثر دوستان در رقابت های انتخاباتی از آن بی بهره هستند.
در حالی که دولت اعتدال و توسعه توانست به برنامه جامع اقدام مشترک دست یابد، با خروج ترامپ آن را از دست داد و رابطه با عربستان را نیز از دست داد. از سوی دیگر، دولت رئیس جمهور توانست رابطه با عربستان سعودی را احیا کند، عضویت در شانگهای را ممکن کند و در گام نهایی با از سرگیری روابط با بحرین موافقت کرد. این نشان می دهد که دولت اصولگرا هم می تواند مدعی دستاورد باشد. پس نمی توان گفت که آنها زبان دنیا را نمی دانند و…
در مورد شانگهای اینطور نبود و عضویت ایران در اردیبهشت 1400 نهایی شد و پیام آن دریافت شد.
در مورد عربستان و بحرین البته می دانیم که تخریب روابط کار دولت قبل نبود بلکه نوعی مانع تراشی در کار دولت قبل بود. اما به هر حال وزارت امور خارجه با تکیه بر تجربه خود و به ویژه با استفاده از توان دانشگاه های مربوطه می تواند همیشه مشکل را حل کند. گویی حل مشکل با عربستان سعودی و دیگران در داخل حکومت اتفاق نیفتاده، بلکه خارج از آن بوده است.
مهمترین موضوع دولت و وزارت امور خارجه که بسیار نزدیک به اتمام بود، احیای برنامه جامع اقدام مشترک بود که متأسفانه به دلیل نگاه غلطی که وجود داشت، فرصت از دست رفت. لحظاتی و مذاکرات شکست خورد. کشور نتوانست از شرایط ایجاد شده به درستی استفاده کند. به نظر من احیای برجام قربانی دو چیز بود: درک نادرست از شرایط واقعی سیاست خارجی و فضای بینالمللی که منجر به جنگ اوکراین و شرایط بعدی شد و عدم تمایل به پایان کار. امضای قرارداد در پایان هر قرارداد، عامل را در معرض خطر جدی تاریخی قرار می دهد و همیشه او را در معرض آسیب و انتقاد قرار می دهد. اما منافع ملی ایجاب می کند که کارگزار چنین فداکاری کند.
در مناظره سیاست خارجی بین نامزدهای ریاست جمهوری، برجام یک نکته مغفول بود و کمتر مورد بحث قرار گرفت. به عنوان محقق در حوزه سیاست و روابط بین الملل، آیا با نزدیک شدن به آخرین مهلت قطعنامه 2231، ایران می تواند بدون احیای برجام با جهان همکاری کند؟
بی معنی! با توجه به آتش پشت سرمان، یعنی آتشی که اروپایی ها تدارک دیده اند، تصمیم اخیر شورای حکام آژانس، اظهارات اخیر نماینده اتحادیه اروپا در شورای امنیت سازمان ملل متحد و آنچه که در پیش روی ماست. در انتخابات آمریکا، من معتقدم که غفلت ما باعث بهانهتراشی غرب میشود و شروع مکانیسم حل اختلاف در برنامه جامع اقدام مشترک معروف به اسنپبک است و دلیل آن غروب نهایی توافق است گمشده. پس از آخرین غروب خورشید در مهر 1404. اگر همه چیز خوب پیش برود، امکان بازگشت تحریم های شورای امنیت علیه ایران وجود نخواهد داشت، اما شاید اگر دولت جدید تهران تلاش کافی برای پیشبرد کار احیای برجام را نداشته باشد. کوتاه مدت، ما این موضوع را از دست خواهیم داد. تحریم های عصر و شورا دوباره به کشور بازمی گردد. این نکته ی مهمی است. البته نامزدها درباره رفع تحریم ها صحبت کردند که محور سیاست خارجی آقای مزیگیان و در حاشیه صحبت های آقای قالیباف بود. اما با توجه به نکته اصلی از دیدگاه آقای قالیباف، بعید می دانم که ایشان دقت لازم را داشته باشند. آقای جلیلی که اساسا این موضوع را نادیده می گیرد، تاثیر تحریم ها و احتمال لغو آن را رد می کند.
ادامه حکومتی مانند دولت آقای رئیسی یا دولت اصولگرایان و اصولگرایان چه تبعاتی می تواند برای کشور داشته باشد؟
اصولگرایان یک طیف هستند. دولت قالیباف قطعاً پر سر و صدا خواهد بود، اما حداقل بحث سیاست خارجی و الزامات رفع تحریم ها قابل انکار نخواهد بود. شاید برخی چیزها را با اختلاف زیادی پیش ببرند اما دولت به ریاست آقای جلیلی به نظر من مدل دیگری خواهد بود و حتی نمی توان آن را با دولت سیزدهم مقایسه کرد. من فکر نمیکنم واقعاً بتوان به لغو تحریمها و اعمال مجدد تحریمها و برجام در مدل او امیدوار بود.
311311
khabaronline به نقل از رابو



