رابو _ گروه بین الملل: سفیر ایران در نامهای به آنتونیو گوترش، تهدیدات نظامی اخیر دونالد ترامپ را «نقض آشکار ماده ۲ (۴) منشور» خواند و بر حق پاسخ «متناسب و قاطع» ذیل ماده ۵۱ تأکید کرد.
“امیر سعید ایروانی” سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، طی نامهای رسمی به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد و اعضای شورای امنیت، نسبت به چیزی که نماینده دیپلماتیک ایران آن را «تهدیدات مستمر مقامات آمریکایی مبنی بر توسل به زور» توصیف کرده، هشدار داد. این نامه که خواستار توزیع آن به عنوان سند رسمی شورای امنیت شد، پاسخی مستقیم به اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بود که یک روز قبل (۱۸ فوریه) در پستی در شبکه اجتماعی خود، رسما به استفاده بالقوه از پایگاه هوایی دیگو گارسیا در اقیانوس هند و پایگاه فیرفورد در بریتانیا برای اقدام نظامی علیه ایران اشاره کرده بود.
از منظر حقوقی، نامه ایران دارای ظرافتهای تکنیکال قابل توجهی است. تهران با اشاره به ماده ۲ (۴) منشور ملل متحد، تهدید به زور را «ناقض حقوق بینالملل» قلمداد کرده و با این استدلال، مسئولیت عدم مداخله را متوجه واشنگتن دانسته. اما نکته، ارجاع به ماده ۵۱ منشور در خصوص «حق ذاتی دفاع از خود» است. تجربه تاریخی نشان میدهد ایران در موارد مشابه، از جمله پس از ترور سردار سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، نیز به این ماده استناد کرده بود، اما تفاوت نامه کنونی در ذکر صریح «اهداف مشروع» است. ایروانی تأکید کرده در صورت وقوع تجاوز، «کلیه پایگاهها، تأسیسات و داراییهای نیروی مهاجم در منطقه» به طور خودکار در فهرست اهداف دفاعی ایران قرار خواهند گرفت.
این هشدار در بستر زمانی بسیار حساسی مخابره میشود. تنها ۴۸ ساعت قبل از ارسال این نامه، دومین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو (۱۷ فوریه) با وساطت عمان پایان یافت. به گفته وزیر امور خارجه ایران، در این گفتوگوها دو طرف بر سر یک سری «اصول راهنما» به توافق مفهومی رسیدند و مقرر شد کار روی پیشنویس متون آغاز شود. اما ساعاتی پس از پایان این مذاکرات، ترامپ در نشست «شورای صلح» خود در واشنگتن، اولتیماتوم ۱۰ روزهای به ایران داد و هشدار داد در غیر این صورت «اوضاع بدی» رخ خواهد داد.
موازی با این اولتیماتوم لفظی، شاخصهای میدانی از تشدید بیسابقه آمادگیهای نظامی حکایت دارد. بر اساس گزارشهای سیانان و سیبیاس، پنتاگون گزینههای حمله به ایران را از اواخر فوریه روی میز گذاشت. دادههای ماهوارهای تجاری نشان میدهد ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن به همراه ۸۰ فروند هواگرد خود در فاصله ۷۰۰ کیلومتری سواحل ایران مستقر شده و دومین ناوگروه نیز به سمت منطقه در حال حرکت است. در این میان، روزنامه والاستریت ژورنال از گزینهای با عنوان «کمپین حداکثری» خبر داده که هدف آن ساختار سیاسی عنوان شده است.
پاسخ ایران، اما صرفا به هشدار دیپلماتیک محدود نماند. همزمان با ارسال نامه به سازمان ملل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» را آغاز کرد که طی آن بخشهایی از این آبراه حیاتی به طور موقت بسته شد. این اقدام را باید در چارچوب دکترین «بازدارندگی نامتقارن» ایران تحلیل کرد. اهمیت تنگه هرمز که طبق آمار آژانس بینالمللی انرژی، یکچهارم نفت دنیا از آن عبور میکند، به ایران اهرم فشاری میدهد که در کنار توان موشکیاش (به ویژه موشکهای بالستیک خلیج فارس و هرمز با برد مناسب برای پوشش پایگاههایی مانند دیگو گارسیا)، محاسبه هزینه-فایده حمله را برای واشنگتن پیچیدهتر میکند.
از حیث رویههای تاریخی، میتوان این تنش را با بحران برجام در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ مقایسه کرد. با این تفاوت که اکنون ایران به غنیسازی سطح بالای ۶۰ درصد دست یافته و از نظر فنی به آستانههای دانش هستهای نزدیکتر است. همچنین، تحولات ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ ۱۲ روزه متعاقب حملات اسرائیل به تأسیسات ایران، معادلات امنیتی را تغییر داده است. در آن مقطع، ایران نیز برای نخستین بار از موشکهای هایپرسونیک علیه اهداف استراتژیک استفاده کرد که به گفته کارشناسان، لایههای دفاع موشکی را با چالش مواجه ساخت.
نامه ایران به شورای امنیت، آخرین حلقه از زنجیره هشدارهای دیپلماتیک پیش از تحولات قریبالوقوع است. با عنایت به تهدید صریح ترامپ مبنی بر تعیین ضربالاجل ۱۰ روزه (یعنی تا اواخر فوریه یا اوایل مارس)، پنجره دیپلماسی محدود شده است. محور اصلی نامه، یعنی «هشدار به عواقب فاجعهبار منطقهای» و «مشروع دانستن اهداف ائتلاف مهاجم»، سیگنال محاسباتی دقیق به واشنگتن است: ایران به دنبال جنگ نیست، اما معمای امنیتی کنونی مستعد است به سرعت به مارپیچی از اشتباه محاسباتی (Miscalculation) تبدیل شود که مهار آن فراتر از ظرفیت نهادهای بینالمللی خواهد بود.
انتهای پیام/




